تروريسم سعودي محدود به مرزهاي پاكستان نيست و مي توان آن را در قربانگاه سوريه و عراق نيز لمس كرد؛ جايي كه وهابيت بازيگر نقش اول سناريوي صهيونيستي - آمريكايي است. با دستگيري يك گروهك 250 نفره وهابي- تروريستي از سوي نيروهاي عراقي در روزهاي اخير، اثبات شده اين عناصر مورد حمايت آل سعود بوده و با بودجه اي 250 ميليون دلاري براي كشتار شيعيان و به راه انداختن جنگ طائفي به عراق آمده بودند.
پنج شنبه (21/10/91)، وقوع سه انفجار تروريستي در پاكستان سبب شهادت بيش از 100 تن كه اغلب آنان از جامعه شيعي بودند، شد. با اعتراض شيعيان پاكستان به نداشتن امنيت مذهبي و عدم تدفين شهدا در اعتراض به انفجار تروريستي كويته، دولت پاكستان ناگزير به سلب اختيار از دولت ايالتي بلوچستان، انحلال اين دولت ايالتي و در دست گرفتن امور از سوي دولت مركزي شد.به رغم اين كه كشتار شيعيان در سال هاي اخير به يكي از اخبار رايج پاكستان تبديل شده و زنجيره رخدادهاي فرقه گرايي و تروريسم فرقه اي كه از زمان حكومت ژنرال «ضياءالحق» شروع شد، در اين كشور روزبه روز افزايش مي يابد، اما همچنان پرسش هايي در خصوص ابعاد و زواياي پيدا و پنهان اقدامات تروريستي اخير و نقش گروه هاي سلفي فعال در اين كشور به ذهن متبادر مي شود كه پاسخ به آنها شايد بتواند به تدقيق نگاه به تحولات منطقه اي پيرامون ما مساعدت نمايد
1.- عوامل اصلي و پشت پرده كه نقش آمر و حمايت كنندگي مالي، نيرويي و تسليحاتي چنين اقدامات تفرقه افكنانه و مشمئزكننده را ايفا مي كنند چه كساني هستند و به كدام كشورها وابسته اند؟
2- اقدامات تروريستي از اين قبيل تا چه وقت ادامه خواهد داشت؟
3- چرا جوامع بين المللي فكري براي اين گونه اقدامات نمي كنند؟
اگرچه اقدام اخير دولت پاكستان يك فتح باب مهم در حوزه مسائل مربوط به شيعيان پاكستان به حساب مي آيد، اما اين اقدام اسلام آباد از جنس راهبردي نبوده و به تنهايي قادر نيست به اين مسئله خاتمه دهد؛ با سابقه اي كه از كوتاهي هاي سيستم امنيتي اين كشور در تعقيب و دستگيري عاملان چنين حوادثي در اذهان شيعيان پاكستان و جهان وجود دارد و روزانه شاهد فعاليت آزادانه و توليد ادبيات ترور و خشونت عليه شيعيان از سوي برخي گروه هاي تروريستي در سايه سكوت حكومت مركزي و سازمان هاي بين المللي هستيم به نظر مي رسد اين روند تداوم خواهد داشت.اگرچه گروه تروريستي «لشكر جهنگوي» مسئوليت اين حملات را برعهده گرفت، اما بدون اعلام آن هم مي شد حدس قوي زد كه باز هم پاي گروه هاي تروريستي سلفي و تكفيري چون اين گروهك و سپاه صحابه كه نسخه هاي پاكستاني تفكر القاعده اي و طالباني هستند در ميان است. جريان سلفي پاكستان با همراهي طالبان پاكستان كه از زمان قدرت گيري طالبان در افغانستان، با همراهي سرويس امنيتي اين كشور و پشتيباني مالي عربستان قدرت عمل بيشتري به دست گرفته است، با تفاسير اشتباه خود از سنت نبوي(ص) و تعطيلي قوه عقل و خرد، سوداي بازگشت به سنتي را در سر مي پروراند كه خود نسخه مغلوط و محل تخطئه آن را در اختيار دارد؛ چطور مي توان از سنت صحيح پيامبري كه رحمه للعالمين است پيروي كرد و مشتي زن و بچه بي گناه مقر به آيين همان پيامبر(ص) را به فجيع ترين شكل به خاك و خون كشيد.
بدون ترديد قدرت هاي بين المللي چون آمريكا، انگليس، رژيم صهيونيستي و برخي كشور هاي محلي نظير عربستان و قطر در پشت پرده اين اقدامات حضور دارند و آنها نمي خواهد امنيت و صلح در منطقه برقرار شود.امروز عربستان به خاستگاه و محل صدور تروريسم به دنياي اسلام تبديل شده است، به گونه اي كه شيخ «محمد بديع موسي» كه هم اكنون در عربستان سعودي تدريس مي كند، در پاسخ به استفتاي «ارتش آزاد سوريه» درباره كشتار علوي ها و تعرض به زنان آنها تأكيد كرد: «ريختن خون آنها، تعرض به زنان آنها، كشتن كودكان آنها و حمله به محل سكونت شان مجاز و حلال است.»
تروريسم سعودي محدود به مرزهاي پاكستان نيست و مي توان آن را در قربانگاه سوريه و عراق نيز لمس كرد؛ جايي كه وهابيت بازيگر نقش اول سناريوي صهيونيستي - آمريكايي است. با دستگيري يك گروهك 250 نفره وهابي- تروريستي از سوي نيروهاي عراقي در روزهاي اخير، اثبات شده اين عناصر مورد حمايت آل سعود بوده و با بودجه اي 250 ميليون دلاري براي كشتار شيعيان و به راه انداختن جنگ طائفي به عراق آمده بودند.
ادامه مطلب
مجموعه یادداشت های پراکنده ی رضا گلپور
پیرامون ریشه های جریان انحرافی
از شنود اشباح تا اشباح جنگل(قسمت اول از پنج)
{خلاصه}
از این که می بینم آقای مشایی حتی مواردی را که در مصاحبه ها و گفتگو های خود با اینجانب بدانها افتخار می کرد مثل ازدواج خود با متهمه (ی ظاهراً تواب از همکاری با سازمان جهنمی محاربین خلق یعنی) سرکارخانم شهربانو (طاهره)ذبیحیان لنگرودی همسر اوّل او و یا افتخار به ازدواج بعدی خود با خنم زیبا امیرلانیفر و یا افتخار به همکاری با انجمن حجتیه در سالهای انقلاب و یا افتخارش به برخورد و حذف فیزیکی محاربین {بویژه در جریان ایراد اتهام به شخص او در زمینه ی قتل شهود کلیدی عضویت در شبکه ی مخوف و آدمکش ماشاءالله سعیدی از سران کلیدی سازمان جهنمی محاربین خلق ایران در مازندران و در عین حال شهودِ ) نقش داشتن برادرش بختیار (معروف به کوروش رحیمی ) در جریان حمله به پایگاه بسیج کتالم رامسر در 16 مرداد 1360} اکنون کتباً تکذیب مینماید ؛ ایمان آورده ام که کاسه ای زیر نیم کاسه ی او است وگرنه آیا نباید از این دو چهرگی و دوگانگی عجیب و غیر قابل فهم در جریان یک پرونده ی رسانه ای آنهم در شخصیت کسی که عملاً مراد رئیس جمهور کشور است هراسید؟

ماشاالله سعیدی
از رئوس شبکه ی سازمان منافقین خلق در مازندران
(سوابق او نیز همانند مسعودکشمیری
در ارتباط با اداره ی هشتم ساواک قابل بررسی است)
{یکم از 3 :}
نگاهی دقیق تر به گره خوردگی خانواده ی رحیم مشایی با محاربین خلق ایران
در واقع بدنبال پیگیری نشر جدّی تر و عمیق تر پژوهش هایم پیرامون موارد بسیار مهم ، حسّاس و در عین حال مبهم و مشکوک موجود در عقبه ی جریان انحرافی موجود در اطراف جناب آقای رئیس جمهور نبودم ؛ چرا که به تعبیر قدما در خانه اگر کَس است یک حرف بس است.
به نظرم در جایگاه یک پژوهشگر کوچک و خبرنگار آزاد به نیت انجام وظیفه ی قانونی تنویر افکار عمومی و نقد اصولی عملکردهای مسئولین و دست اندرکاران و مدیران ، نگارش و انتشار نامه ام خطاب به اسفندیار رحیم مشایی مغز منفصل و ... (سه نقطه ی) ی رئیس محترم جمهور ؛ نیز نگارش و انتشار نامه ام خطاب به خود آقای دکتر محمود احمدی نژاد(صبّاغیان) ؛ انتشار مصاحبه ام با آقای حامد طیبی خبرنگار مجله ی همشهری ماه ؛ مصاحبه ام با آقای سروش فرهادیان خبرنگار روزنامه ی شرق و نهایتاً هم مصاحبه ام با جناب آقای مجتبی حسینی تحت عنوان از کشمیری تا مشایی که با محوریت ضرورت دقت بیشتر مردم و مسئولان ذیربط در باره ی سوابق مبهم و مشکوک آقای اسفندیار رحیم مشایی (دارای نام مستعار مرتضی رحیمی یا محب الاولیا )که عملاً همه کاره ی قوّه ی مجریه و دارای جایگاه مرادی برای ارادتمندان و مریدان خود بویژه در نهایت تأسف و ناباوری دارای تأثیر شگرف بر شخص آقای دکتر محمود می باشد؛ کفایت لازم را در انجام وظیفه ام داشته باشد. حتی همانگونه که در نامه ی نخستم که آذرماه گذشته منتشر نموده و پس از ساعاتی از انتشار ، حکم به حذف آن از خروجی سایت های منتشر کننده داده شد گفته بودم امید به رسیدگی قضایی و رفع ابهام جدی در این زمینه را داشتم.
ادامه مطلب

